کتاب صوتی زن زیادی
کتاب صوتی «زن زیادی» مجموعهای از 13 داستان کوتاه اثر «جلال آل احمد» است. این داستان با زبانی حاوی طنز درباره زنان سنتی ایران میباشد که فرهنگ و افکار خود را داشتند.
لینک های دانلود کتاب صوتی زن زیادی
درباره زن زیادی بیشتر بدانید
یکی از مهمترین آثار جلال آل احمد زن زیادی است که دیدگاه او را درباره خرافات و سنتهای غلط و همینطور زنان در جامعه سنتی مشخص کرده است. او در این کتاب دست به انتقاد این سنتها و همینطور افکار و اعمال زنهای سنتی میزند.زنانی که افکار آنها ریشه در خرافات دارد و متاسفانه هنوز هم در جامعه با آنها روبهرو هستیم. زنانی که میخواهند همه مشکلات اعم از نازایی، اختلاف با هوو و مادر شوهر، بختگشایی و… را از راه جادو و نذرونیاز و خرافات حل کنند. در کار هم دخالت میکنند و نمونههای بارز زنان علیه زنان در جامعه هستند.
نثر جلال در این کتاب دارای لحنی قدیمی و سرشار از کلمات کوچهبازاری است در کنار اینها او طنزی شیرین را در متن کتاب وارد کرده است که جذابیت خاصی به داستانها بخشیده است.
برخی از این داستانها حاوی روایت تکگویی درونی هستند که آل احمد بسیار خوب از این شیوه در کارهایش استفاده میکند و باعث میشود مخاطب باشخصیت داستان ارتباط عمیقتری برقرار کند.
این کتاب که اولین گامهای جلال برای روشنگری اذهان و تلاش او برای ساختن جامعهای آزادتر است، شامل داستانهای: سمنوپزان، خانم نزهتالدوله، دفترچه بیمه، عکاس بامعرفت، خداداد خان، دزدزده، جاپا، مسلول، زن زیادی است.
داستان سمنوپزان: ماجرای زنی است که یک هوو دارد و همه هموغم او برای آن است که هوویش را از چشم شوهرش بیندازد. او در این راه از هیچ تلاشی فروگذاری نمیکند، در مراسم پخت سمنو متوجه میشود که هوویش باردار است و او نذر میکند که بچه سقط شود. زنان این داستان هدفی جز ازدواج و بچهداری ندارند و در خرافات دستوپا میزنند.
داستان خانم نزهتالدوله: زنی از طبقه اشراف که سه بار ازدواجکرده است و همیشه خود را تافته جدا بافته میپندارد و دچار خودبرتربینی است. او مدام در حال رسیدگی به خود برای یافتن همسری ایدئال میباشد.
داستان دفترچه بیمه: در این داستان هرجومرج اجتماعی و عدم مدیریت درست در قسمتهای مختلف جامعه بیانشده است. ماجرای معلمی که از عهده مخارج زندگی برنمیآید و تا به آن روز دفترچه بیمه هم نداشته است. او از شیوههای آموزشی که باید از آن تبعیت کند نیز ناراحت است و آن را قبول ندارد.
داستان عکاس بامعرفت: داستان انسانهایی که به خاطر عیب ظاهری دچار عدم اعتمادبهنفس میشوند و رو به دروغگویی و فریب میآورند.
داستان خداداد خان: ماجرای این داستان درباره یکی از رهبران حزب توده است که خود جلال نیز با او آشنایی دارد. این فرد درراه منافع شخصی به اهداف حزب پشت میکند.
داستان دزدزده: ماجرای مردی که دزد به خانهاش زده و اموالش را دزدیده اما پاسگاه هیچ اقدامی برای پیدا کردن آن دزد انجام نمیدهد. مرد داستان را برای همه تعریف میکند و در پی جلب ترحم آنها است.
اموال دزدیدهشده شامل رادیو، کاغذ و قلم و لوازم حمام است که هرکدام در این داستان نماد چیز به خصوصی هستند. رادیو نماد آگاهی، کاغذ و قلم نماد روشنگری، لوازم حمام نماد پاکی و زدودن ایرادات است. خانه مرد هم نماد جامعه است که همه این موارد از آن دزدیدهشده و هیچکس به آن اهمیت نمیدهد.
داستان جاپا: در این داستان جلال بهنقد خود و ایدئولوژیهایش بر خواسته است و به اعمال و اهدافش شک میکند.
داستان مسلول: ماجرای معلمی گمان میکند در میان جامعه و آشنایان گم است و به چشم آنها نمیآید. او به بیماری سل مبتلا شده و درواقع مسلول میشود. در این داستان نیز جلال خو را نقد میکند و تلاش میکند تا از افکار پوچش خلاص شود.
داستان زن زیادی: این داستان درباره تفاوتهای میان زنان و مردان در جامعه میپردازد و زنی را به تصویر میکشد که برای پیدا کردن هویت در جامعه همواره نیازمند مرد است. زن این داستان دارای یک عیب ظاهری است و به همین دلیل بسیار منزوی شده و تا سن ۳۴ سالگی نتوانسته ازدواج کند.
جلال در این داستان اینگونه زنان را نقد میکند و میگوید نباید اجازه دهند هویت آنها را یک مرد مشخص کند و باید برای کسب هویت مستقل و اجتماعی شدن بکوشند.
دیدگاه ها